تبليغاتX
پسر آبی و دختر صورتی
آمار و اطلاعات

  

نویسندگان وبلاگ
- رامین
- سارا

وضعیت مدیر:

لينک هاي ويژه
مطالب قبلی
جستجو در وبلاگ

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

» آغاز یک رویا

خداي مهربان با نام خوب تو آغاز مي كنم. با ياد تو كه به دلهاي بي تاب آرامش مي دهي و دلهاي

آرام را به جوش مي آوري. خداي من سالهاست كه مي خواهم بنويسم اما دليري نوشتن را روزي ام

نفرمودي و اينك نيز كه آغاز كرده‌ام  روياي نوشتن را مي ترسم. اين ترس از چيست؟ از اينكه شايد آنچه

مي نگارم تو را برنجاند؟ آيا من تا اين اندازه به تو نزديك شده ام كه تورا در درون خود بفهمم وبشنوم

وببينم يا اينكه مي ترسم آنچه مي نويسم گرفتارم كند؟ نمي دانم آيا مي شود نوشت و نترسيد ؟ اينجا از من

پيمان گرفته اند چيزي نگويم كه به مردمي يا به آدم هايي يا به مرامي يا به انديشه اي بربخورد . دوست

داريد بنويسم همه خوبند ؟دوست داريد بگويم اين همه سايه كه مي بينيد همه مردان مردند وهمه هستي

دارند و مي جنبند و كسي نمي جنباندشان؟ خوب من اگر بگويم شما باور مي كنيد؟ پرسش من اين است

بهتر نيست كه  هيچ نگويم و هيچ چيز ننويسم ؟!

  نويسنده: رامین  تاریخ: شنبه هشتم فروردین 1388  موضوع:    لینک ثابت