تبليغاتX
پسر آبی و دختر صورتی
آمار و اطلاعات

  

نویسندگان وبلاگ
- رامین
- سارا

وضعیت مدیر:

لينک هاي ويژه
مطالب قبلی
جستجو در وبلاگ

Google


در كل اينترنت
در اين سايت

» انتظار
به نام خدا

 

چه غمگین است لحظاتی که با عشق انس گرفتی را با

اشک چشمانت سپری کنی...

 

راامین کجایی تو؟؟؟؟؟

 

کجایی ؟؟؟؟؟ کجایی؟؟؟؟؟

 

؟؟؟


؟؟


؟


خیلی سخته که آدم انقد دلش پر باشه اما تا بخواد

بنویسه هیچی تو ذهنش نیاد ...

 

همش ورقه های سفیدت رو خط خطی و پاره کنی...

 

وقتی که  نیاز به عشق رو داشته باشی وقتی وابسته

باشی وقتی یه چیز توی وجودت بیقراری می کنه ...

 

انتظار...

 

من انتظار رو به رنگ نارنجی میبینم چون مثل برگ

درختهای پاییزیه که تو فصل خزان در انتظار سبز شدن

دوباره زرد و خورد میشن ...

 

شایدم  مثل یه آدمی مثل خودم که با اومدن فصل پاییز

دلم می گیره و غمگین میشم ...

می دونم الان فصل پاییز نیست ...

 

اما فصل سبز بهاری هم برام مثل یه پاییز سرد و غم

انگیزی شده ...

 

من الان نمی دونم دارم چی می نویسم شاید بعدها به

نوشته هام بخندم ...

 

اما حس غریب انتظار توی وجودم بیقراری می کنه ...

 

مثل پاییز

 

مثل برگ

 

مثل خزوون

 

  نويسنده: سارا  تاریخ: یکشنبه سوم خرداد 1388  موضوع:    لینک ثابت