::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای نیما علامه با همکاری فریبرز بهه نام منو ببخش (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و زیبای N.i.M.i به نام سرزمین مادری من (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و بسیار زیبای اشراق با همراهی آرشام و کابوس به نام چیه مرد (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای رپنات با همراهی شاهین نجفی به نام همقفس (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و بسیار زیبای گروه آرین به نام صدای پای امید (لینک مستقیم)
::
آلبوم جدید و زیبای من میگم نرو سفر با صدای حمید اكبرنیام ...
::
آهنگ جدید و بسیار زیبای انتها و عرفان و خشایار و سرکش به نام اینجا جای ماست (دانلود با لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و زیبای امیر اکرامی و مسعود صداقتی و 7th Arena Band به نام وای که چه حالی(لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و بسیار زیبای یاس به اسم دلت دریاست (لینک مستقیم)
::
Behnam Safavi - Ey Jan (لینک مستقیم)
::
ادامه - آرشیو لینکدونی ...
کجایی ... کجایی ... کجایی ...
کجایی تابگم برات از شوق و عشقم به دیدار تو
کجایی تا بگم از فکر و خیالم به تو
کجایی تا بگم از گله هایم
از غم و غصه و درد دلم
از دردایی که هیچ مرهمی جز تو نمی تونه اونو آرووم کنه
کجایی که بهم بگی
جوابمو بدی ...
چرا نیستی در کنارم
چرا هنوز باید انتظار بکشیم
چی می شد از الانش می تونستیم کنار هم بمونیم
واسه همیشه
تا روز اجل
حتی واسه اون دنیا
چی می شد مجبور نبودیم این همه دوری رو تحمل کنیم
کجایی ... کجایی ... کجایی ...
کجایی تا بهت بگم از درد دلم
کجایی تا ببینم غنچه لباتو
اون لبایی که وقتی لبخند روشون می شینه همه جای دلم رو لاله زار می کنن
همه دنیای منو بهشت می کنن
احساس شادی همه جا رو فرا می خونن
کجایی ... کجایی ... کجایی ...
کجایی تا ببینم برق چشاتو
کجایی تا بخونم عطر نگاتو
می خوام بخونی برام از عشق
می خوام بخونی برام از روحت
می خوام بخونم برات از عشق
از روح پاکت
مهر و محبتت
باغ نگاهت
کجایی ... کجایی ... کجایی ...
کجایی که من غرق انتظارم
انتظار دیدار یارم
کجایی ... کجایی ... کجایی ... ؟!؟!
رامین عزیزم :
عشق را ازپروانه ای اموختم که در راه عشق خود جان باخت ..
اما من نه مثل پروانه بودم نه مثل شمع. نه زیبایی ماه را داشتم نه
جذا بیت خورشید را. نه معرفت غم را داشتم و نه محبت
بهار را ...
اما با این وجود تو با من سوختی و ساختی
پس در حقیقت عشق را از تو اموختم ....
تو بودی که به من آموختی :
من + تو ---- > ما
از اعماق قلب صورتیم دوووووووووووووستت داااااااااااارم
دوستدارت: دختر صورتی
امضاء:![]()
هوالعشق
آسمان غمگین بود. نفس صبح از کوچه های تاریک شهر می گذشت.برلب پنجره ی
نیمه بازی رسید دختری را دید که با شاخه گلی پژمرده در دست بر روی صندلی کنار
شومینه خوابیده بود.نسیم صبح جلوتر آمد و آرام گونه های دختر را نوازش داد. دختر
به خود تکانی دادوآرام چشمانش را گشود...
به پنجره ی نیمه باز نگاهی انداخت هوا نیمه تاریک بوداز جایش برخاست و به سوی
پنجره رفت. پرده هارا کنار زد.درب پنجره را کاملا گشود و اجازه داد تا موهایش در
نوازش باد به رقص آیند. چشمانش را بست بار دیگر اتفاقات دیشب در ذهنش نقش
بست. ناگهان اشک از چشمانش سرازیر شد.لبهایش را گزیدو با صدای
لرزانی گفت:
ای نسیم صبح مرا نیز با خود ببر بگذار که بر بالت نشینم سبک بال و بی پروا تا اعماق
آسمان پرواز کنم. مرا ببر تا به جنگ مرگ روم و شیشه ی عمر معشوقه ام را از او
پس بگیرم...
جملات آخر را با ناله و فریاد گفت و از اعماق قلب آتشینش گریست...
برگشت و برروی تخت نگاهی انداخت پسر با صورتی بیرنگ لبهایی کبود و با
چشمانی باز
به نقطه ی نامعلومی خیره شده بود ...
او دیگر نبود... او مرده بود.
***********************************************************
می دونم داستان مبهمی بود اما...
امیدوارم شیشه ی عمر معشوقه
هاتون هیچ وقت نشکنه ...
شاد و خرم باشید نظر یادتون نره ![]()
![]()
![]()
![]()
چه غمگین است لحظاتی که با عشق انس گرفتی را با
اشک چشمانت سپری کنی...
راامین کجایی تو؟؟؟؟؟
کجایی ؟؟؟؟؟ کجایی؟؟؟؟؟
؟؟؟
؟؟
؟
خیلی سخته که آدم انقد دلش پر باشه اما تا بخواد
بنویسه هیچی تو ذهنش نیاد ...
همش ورقه های سفیدت رو خط خطی و پاره کنی...
وقتی که نیاز به عشق رو داشته باشی وقتی وابسته
باشی وقتی یه چیز توی وجودت بیقراری می کنه ...
انتظار...
من انتظار رو به رنگ نارنجی میبینم چون مثل برگ
درختهای پاییزیه که تو فصل خزان در انتظار سبز شدن
دوباره زرد و خورد میشن ...
شایدم مثل یه آدمی مثل خودم که با اومدن فصل پاییز
دلم می گیره و غمگین میشم ...
می دونم الان فصل پاییز نیست ...
اما فصل سبز بهاری هم برام مثل یه پاییز سرد و غم
انگیزی شده ...
من الان نمی دونم دارم چی می نویسم شاید بعدها به
نوشته هام بخندم ...
اما حس غریب انتظار توی وجودم بیقراری می کنه ...
مثل پاییز
مثل برگ
مثل خزوون
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سرودن از تو شده کار صبح و شام من
تکرار اسم تو گشته ورد گاه و بیگاه من
سر نهادن به کوی تو شده آرزوی والای من
با تو بودن گشته بزرگترین افتخار من
ابتلا به عشق تو زیبا ترین رویای من
ای شه زاده ، ای محبوب رویایی
چگونه توانم نامت برم
که نامت مقدس است مثل آیه های قرآن
و من چگونه بی وضو و بدون غسل از تو بگویم ؟
و جز اشک با چه توانم وضو گرفت ؟
و جز در دریای غم کجا توانم غسل تعمید کرد ؟
خدایا عاقل بودم ، دیوانه و مجنونم کردی
خام بودم ، پخته شدم ، سوختم
خدایا کارم از جنون گذشت
و از سوختن
خداوندا آزمودیم
در حد توانم جنگیدم
و باز هم خواهم جنگید
خدایا
نه شوق بهشتت دارم
نه ترس جهنمت
شوقم شوق دیدار یارم است
و ترسم ترس فراقش
Copyright © 2009 All rights reserved © Power By: سرزمین آبی و صورتی™