::
آهنگ جدید و بسیار زیبای سعید ساشا به نام مهلت (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و زیبای مسعود شه منظری به نام مهم نیست (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای پیونا با همراهی Tanbe10 به نام بازیگر (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی یاس (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای نیما علامه با همکاری فریبرز بهه نام منو ببخش (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و زیبای N.i.M.i به نام سرزمین مادری من (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و بسیار زیبای اشراق با همراهی آرشام و کابوس به نام چیه مرد (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای رپنات با همراهی شاهین نجفی به نام همقفس (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و بسیار زیبای گروه آرین به نام صدای پای امید (لینک مستقیم)
::
آلبوم جدید و زیبای من میگم نرو سفر با صدای حمید اكبرنیام ...
::
ادامه - آرشیو لینکدونی ...
ای عشقم
ای تمام وجودم
ای کسی که حاظرم تمام دنیامو زیر پاش بزارم
دوست دارم
نه فقط دوست دارم
خیلی خیلی دوست دارم
میدونم الان وقت جداییمونه
آره خیلی سخته
منم خودم بعضی وقتا فکر می کنم که چند روز دیگه
باید برا یه مدت طولانی از هم جدا شیم
اشکام در می یاد
آخه خیلی سخته
اما دیگه اشکاتو پاک کن
من که نگفتم برا همیشه
چشم به هم بزنی عید شده و باز کنار همیم
ولی خیلی سخته باید 6 ماه از هم دور باشیم
نه دیگه گریه نکن
گریه نکن که منم گریم می گیره
مانیا دیگه اشکاتو پاک کن
به اول عید فکر کن
روزی که دوباره می خوایم همدیگه رو ببینیم
ببین چه قدر روت عوض شد
من می خوام همیشه این روتو به روم بکشی
من این روتو حیلی دوست دوست دارم
همیشه دوست دارم لبات اینجوری باشه
وا وا وا...
چرا داری اشک می ریزی
تو رو خدا نریز
آخه منم اینجوری اشک بریزی منم اشکام در می یادا!!!!!!!!
بیا هم دیگه رو بغل کنیم
بیا که دیگه خیلی دلم برات تنگ می شه
ببین باز گریه کردی
آره الان منم دارم باهات گریه می کنم
آخه نتونستم طاقت بیارم
بیا دلامونو خالی کنیم
بیا این چند روز باقی مونده رو با هم خوش باشیم..
عشقم..
گلم..
منتظرتم..
به انتظار اون روز می شینم... .
..........................................................
..........................................................
..........................................................
دوستای گلم من دیگه خیلی کم می یام آپ می شم
امسال امتحان کنکور دارم
باید سخت بشینم درس بخونم اگه آپ کردین حتما با خبرم کنینا
هر روز می یام آپاتونو می خونم
برام دعا کنین امسال قبول شم
دوستای گلم ...
خیلی دوستون دارم
موفق باشین
کاشکی ندونی وقتی که میرم
کاشکی ندونی بی تو می میرم
مرگ قناری دیدن نداره
گلی که خشکید چیدن نداره
میرم از اینجا وقتی که خوابی
من اهل خشکی تو اهل آبی
این نامه از پسر آبیه
وقتی می خونیش که خیلی دیره
میرم از اینجا با پای خسته
با چشمی گریون قلبی شکسته
بغضی هنوزم مونده تو سینه
دوری چه سخته قسمت همینه
اگه گریه بزاره می نویسم
کدوم لحظه تورو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه
تو بودی اونکه دستامو رها کرد
خودت گفتی خداحافظ تموم شد
منو تو سهممون از عشق این بود
خود تو حرمت عشقو شکستی
بریدی اخر قصه همین بود
اگه مهلت بدی یادت میارم
روزایی رو که بی تو عین شب بود
تموم سهمت از دنیا عزیزم
بزار یادت بیارم یک وجب بود
بهت دادم تموم آسمونو
خودم ماهت شدم آروم بگیری
حالا ستاره ها دورت نشستن
منو ابری گذاشتی داری میری
بیا برگرد ازین بن بسته بی عشق
بزار این قصه اینجوری نباشه
آخه بذره جدایی رو چرا تو
چرا دستای تو باید بپاشه
خداحافظ نوشتن کار من نیست
آخه خیلی باهات ناگفته دارم
اگه گریه بزاره می نویسم
آيينه پرسيد که چرا دير کرده است ؟
نکند دل ديگري او را سير کرده است؟
خنديدم و گفتم : او فقط اسير من است تنها دقايقي
چرا تأخير کرده است ...
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شايد موعد قرار تغيير کرده است
خنديد به سادگيم آيينه
و گفت احساس پاک ، تو را زنجير کرده است
گفتم از عشق من چنين سخن مگوي
گفت خوابي ، او سالهاست كه دير کرده است ...
در آيينه به خود نگاه ميکنم ...
آه!
عشق تو عجيب مرا پير کرده است ...
راست گفت آيينه که :
منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است .... .
…… … .
وقــتـــی که خاکـــم میــکنن
بهـش بگــیـن پیشـم نیـــــــاد
بگیـــــد که رفت مسافــرت
بگـــیــد شمــاره ای نـــــداد
یه جـوربگــیــن که آخــرش
از حـرفـاتــون هل نکنـــــه
طــاقـت نـدارم بـبـینـــــــــم
به قـبـــــر مـن نـگـاه کنــــه
دونـه بـه دونـه عکسامـــــــو
بـرداریـد آتیـش بزنیــــــــــد
هـر چــی که خاطــــره دارم
بریــــد و از بیــخ بکـنـیـــــد
نــذاریــــد از اســم مــنــــــم
یــک کــلمــــه جا بمونــــــه
نمـیخــوام هـیچ وقـت تـنمــو
تــوی گــورم بـلــرزونــــــه
بروآتیـش به قــلب من نـزن
نذار نگــاهـت از یـادم بــره
بذار واسه همیشه قـلب مــن

مهم نیست کف پات رو شسته باشی یا نه
حتی مهم نیست که کف پات نرمه یا زبر
مهم اینه که وقتی پات رو تو زندگی کسی می زاری و از زندگیش عبور می کنی وقتی که مهلتت تموم شد و فقط رد
پات موند انقدر اون رد پا خواستنی باشه که به کسی اجازه نده پاهاش رو روی رد پات بذاره!!
هميشه سبز مي خشکد
هميشه ساده می بازد
هميشه لشکر اندوه به قلب ساده می تازد
من آن سبزم که رستن را تو آخر بردی از يادم
چه ساده هستی خود را به باد سادگی دادم
به پاس سادگی در عشق درون خود شکستم زود
دريغا سهم من از عشق قفس با حجم کوچک بود
دريغا سهم من از عشق قفس با حجم کوچک بود
درونم ملتهب از عشق ، برونم چهره ای دمسرد
ولی از عشق باختن را غرور من مرمت کرد
به جز از دوستت دارم ، حرفی نشد ز لب جاری
ولی غافل که تو خنجر درون آستين داری
طلوع اولين ديدار ، غروب شام آخر بود
سرانجام تو و عشقت ، حديث پشت خنجر بود
سرانجام تو و عشقت ، حديث پشت خنجر بود
نه گنه کاریم نه بی تقصیریم
منــو تــو بــازیــچه تقدیـــریـم
هر دو در بی راهه بی رحم عشق
با دل و احساس خود در گـیــــریم
بیشــتــر از هـمیـشـه دوستـت دارم
گرچه ازعاشقی وعشق شدن بیزارم
زیــر آوار فـرو ریـخـتـه عـــشـــق
ازدلم چیزی نمانده که به تو بسپارم
تو که همدردی مرا یاری ده
به من عـاشق امـیـدواری ده
اگرعشق با ما سر یاری نداشت
تو به من قول وفاداری ده
روز و شب زمزمه پرداز غم خویشتنیم
بهر ما خسته دلان زمزمه ی چنگ که نیست
بر لب ما نبود جز نفس سرد سکوت
در شب ما غزل مرغ شباهنگ که نیست
چشم پر اشک مرا چون نگری طعنه مزن
گریه در خلوت تنهایی خود ننگ که نیست
ما عقابان فلک سیر جهان پیماییم
عرصه ی بال و پر ما قفس تنگ که نیست
تو زمن خسته و من از تو بسی خسته ترم
سر خود گیر و برو ما و تو را جنگ که نیست
من غزلخوان بهارم تو بد آوازخزان
قول ما و تو در این نغمه هماهنگ که نیست
عشق بازیست
نه بازی که مرا مات کنی
نازنینا دل من صفحه ی شطرنج که نیست
چشم گریان تو آتش افکند بر دل من
تاب این غصه ندارم دلم از سنگ که نیست
گل گلزار غزل جامه ی صد رنگ منست
چو منی را هوس جامه ی صد رنگ که نیست
…… … .
سالها هم صحبتم بودی و هم رازم نبودی
با تو عمری هم قفس بودم هم آوازم نبودی
باغ بودم، بی خبر از من گذشتی گل نچیدی
دل به آواز تو بستم، نغمه پردازم نبودی
بر سر بامت نشستم، دانه شوقم ندادی
خواستم تا پر گشایم، بال پروازم نبودی
رازها در سینه پنهان کردم و با کس نگفتم
رفتم ان را با تو گویم، محرم رازم نبودی
سوز دل در پرده گفتم ، ره به آوازم نبردی
ساز یکرنگی زدم، دلدار دمسازم نبودی
روز تنهایی به چشمت شعله ی مهری ندیدم
در شب ظلمانی من پرتو اندازم نبودی
بود امیدم همدم آغاز و انجامم تو باشی
فکر انجامم نکردی، یار آغازم نبودی.
….. … .
زیر نخلا
تو باغ بیرون خونمون
من بغلت کردم
تو هم تو بغلم آروم گرفتی و خوابیدی
زیر نور آفتاب
آفتاب اول صبحی
اون آفتاب سرد
آفتابی که هیچ گرمایی به آدم نمی رسونه
نسیم شرقی هم داره از طرف دریا می وزه
می بینی چه قدر خنکه
همراه با رطوبتش صبحمونو خیلی زیبا کرده
این مه ها رو هم ببین چه قدر منظره طبیعتو زیبا کردن
چه قدر هوا عالیه
بودنمون کنار هم دیگه این طبیعت زیبا و هوای عالی رو زیباتر کرده
چه قدر این لحظه زیباست
من با این لحظه بودنم در کنارت تمام اون دردای دوریتو مریضیمو دیگه به فراموشی سپردم
تنها خاطرهاشونه که تو ذهنمون مونده
اون بالا رو می بینی
درختای نخلو می گم
می بینی برگاشون چه قدر زیبا این ور اون ور می رن
مثه اینکه به بودنمون کنار همدیگه دارن می رقصن
می بینی نخلا هم چه قدر به حالمون خوشحالن
دارن از بودنمون کنار همدیگه لذت می برن
خورشید نمی خواد بالاتر بیاد
نمی خواد با آفتابش گرم بشیم
نمی خواد این صبح زیبامونو خراب کنه
می خواد بیشتر کنار همدیگه بمونیم
اصلا به دلش نمی یاد که این صبح زیبامون ازمون بگیره
به ابرا می گه بیاینو جلو آفتابمو بگیرین
بزارین اینا بیشتر کنار همدیگه بمونن
نمی خواد آفتابش مزاحم لحظات زیبامون بشه
آخه آفتابش کم کم داشت گرم می شد
ابرا هم می یان
ما رو که می بینن
از شادی اشک می ریزن
اما خیلی زود جلو اشکاشونو می گیرن
تا ما همین طوری به همون حالت کنار هم بمونیم
الان دیگه وسطای صبحه
از خواب بلند می شی
منو تو بغلت می گیری
منم باز خیره اون لبات می شم
چه قدر زیباست
عین گیلاس سرخه
عین نبات شیرین
این لحظه ها خیلی زیبا بود
ولی باز مثه همیشه روزگار تو حقمون بی رحمی کرد
خیلی این لحظه ها زود گذشت
ما دیگه کم کم داشتیم بر می گشتیم خونه
نسیم صبحگاهی دیگه نمی وزید
نخلا دیگه نمی رقصیدن
ابر تموم آسمونو گرفته بود
ابرا دیگه طاقت نیاوردن و خیلی شدید اشک ریختن
.........................
..............................................
...........................................................................
قرا رسیده ماه مبارک رمضان رو به تک تک شما عزیزان تبریک می گم
ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نزارین
ما هم براتون دعا می کنیم
خدا همیشه یار و همراتون
نمي دونم چرا رفتي
نمي دونم چرا !!!!
شايد خطا كردم
و تو ....
بي انكه فكر غربت چشمان من باشي
نمي دونم كجا ؟! تا كي ؟! براي چه ؟!
ولي رفتي ...
و بعد رفتنت باران چه معصومانه مي باريد
و بعد رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد
و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر ميداشت،
تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد
و بعد رفتن تو آسمان چشمهايم خيس باران بود ...
هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام برگرد ...
ببين كه سرنوشت من چه خواهد شد ......
و بعد اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد
كسي از پشت قاب پنجره آرام و زيبا گفت :
« تو هم در پاسخ اين وفايي ها بگو در راه عشق و انتخاب آن
خطا كردم »
و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد
كنار انتظاري كه بدون پاسخ و سرد است ..
.
و من در اوج پاييزي ترين ويراني يك دل
ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر
نمي دونم چرا !!!
شايد به رسم عادت " پروانگي مان "
براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت
دعا كردم ..... ... .
کاش رويا هايمان روزي حقيقت مي شدند
تنگناي سينه ها دشت محبت مي شدند
سادگي ، مهر و صفا قانون انسان بودن است
کاش قانونهايمان " يک دم " رعايت مي شدند
اشکهاي همدلي از روي مکر است و فريب
کاش روزي چشم هامان با صداقت مي شدند
گاهي از غم مي شود ويران دلم ،اي کاشکي
بين دلها غصه ها مردانه قسمت مي شدند
…. … .
روزگاری بودم بی احساس دل خسته ی خویش
دل من صدق و صفایی کم داشت
و دلم بال کبوتر می خواست
ناتوان ، نازک و ترد...
دیدمش اما او
دل من را پس زد
دیده ام را خون کرد
جگرم را سوزاند
و دلم را چون سنگ
زیر شنزار زمان
با دو پایش گم کرد
…… … .
كلمه ها بر احساسها و انديشه ها تاثير مي گذارند .
احساسها بر افكار وكلمه ها مؤثرند .
انديشه ها بر كلمه ها و احساسها تاثير مي گذارند .
بگوييم : از اينكه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم .
نگوييم : ببخشيد كه مزاحمتان شدم .
بگوييم : در فرصت مناسب كنار شما خواهم بود .
نگوييم : گرفتارم .
بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟
نگوييم : دروغ نگو .
بگوييم : خدا سلامتي بده .
نگوييم : خدا بد نده .
بگوييم : هديه براي شما .
نگوييم : قابل ندارد .
بگوييم : با تجربه شده .
نگوييم : شكست خورده .
بگوييم: قشنگ نيست .
نگوييم : زشت است .
بگوييم: خوب هستم .
نگوييم: بد نيست .
بگوييم : مناسب من نيست .
نگوييم : به درد من نمي خورد .
بگوييم : با اين كار چه لذتي مي بري؟
نگوييم : چرا اذيت مي كني؟
بگوييم : شاد و پر انرژي باشيد .
نگوييم : خسته نباشيد .
بگوييم: من .
نگوييم: اينجانب .
بگوييم: دوست ندارم .
نگوييم: متنفرم .
بگوييم: آسان نيست .
نگوييم: دشوار است .
بگوييم : بفرماييد .
نگوييم : در خدمت هستم .
بگوييم : خيلي راحت نبود .
نگوييم : جانم به لبم رسيد .
بگوييم : مسئله را خودم حل مي كنم .
نگوييم : مسئله ربطي به تو ندارد .
با مردم آفتاده ، جهان بر سر كين است
تا بوده همين بوده و تا هست همين است
آنجا كه نصيب همه سر مستي و شادي ست
هر درد و غمي، قسمت دل هاي حزين است
يك مايه نريزند به پيمانه ي دل ها
اين باده گهي تلخ و زماني شكرين است
آفت زده ي برق بلا را چه تفاوت ؟
گر خرم و سر سبز همه روي زمين است
در كاخ نشينان همه روئينه حصارند
سيلاب حوادث ، خطر كلبه نشين است
هر جا ببري رخت كه آسوده نشيني
غارتگر ايام در آنجا به كمين است
يكدم نتوان فارغ از ايام جهان بود
گر هست فراغت به دم باز پسين است
مردان خدا سلطنت از فقر خريدند
اين دولت سرمد نه به تاج و نه نگين است
آخر به زمين مي خوري از گردش ايام
در مرتبه گر جاي تو بر چرخ برين است
آزاده دلان را چه تفاوت كه زمانه
يكچند چنان بوده و يكچند چنين است
……. …. .
باز هنوز در انتظارش نشستم و خواهم نشست تا برگرده و دوباره کنار هم باشیم ؛ خیلی دلم براش تنگیده
از خیلی ها شنیدم که می گن برا فراموشی عشق باید یه کم از عشقت دور شی
اما الان من خوب می دونم که اونا جز چرت و پرت و از خود پرونی هیچ حرف دیگه ای نداشتن
اونا از رو تجربه نمی گن ؛ چون عشقو باور ندارن ؛ چون عاشق نشدن
دوری از عشق نه تنها عشقتو کم تر نمی کنه ؛ بلکه اون چند صد برار ...
چند هزار برابر ...
چند میلیون برابر ...
می کنه
منی که اینجا به انتظار نشستم این حالو دارم ÷س اونی که می دونه عشقش نمی خواد بر گرده چه حالی داره
سخته حالشو درک کنی ؛ خیلی سخته ... خیلی خیلی سخته ...
من هر چی بگم سخته باز هم سختره
می دونین عشق همیشه یه زخمه تو دل آدم که آدم اونو دوست داره ؛ و هیچ وقت نمی تونه ازش جدا بشه
یعنی جدا شدن از اون قدر سخته که آدم باورش نمی شه
به حق که زیباترین حالتی که خداوند برا آدما ساخته عشق بین دو نفره
تصور کنید که اون عشق اگه از دو طرفه چه قدر زیباست
وقتی آدم به این فکر می افته که یکی هست که اونو از ته دل دوستش داره چه قدر زیباست
چه قدر آدم از زندگی لذت می بره
چه روح و احساسی بهش دست می ده
اون وقته که دیگه آدم غم و می زاره کنار و می گه من نمی خوام بمیرم ؛ نمی خوام ناراحت باشم ؛ نمی خوام از زندگی سیر یاشم
پس خودمو برا دیدن دوباره عشقم آماده می کنم
به انتظارش می شینم ؛ حتی اگه صد سالو همین جوری نشسته باشم به انتظارش و نیومد
ولی من یاس و نا امیدی رو نمی شناسم
من کلمه ی یاس رو با فقط با اسم گل می شناسم
و دیگه از احساس بودن کلمه ای با نام یاس که اون نا امیدیه خودمو دور می کنم
می دونین الان چه احساس خوبی دست داد
الان با تو ام اگه از اون دورا می تونی حرفامو بشنوی ؛ ناراحت نباش من الان دیگه ناراحت نمی شم
می بینی رنگ نوشتمو بنفش گزاشتم چون تو اونو مثه آبی و صورتی دوستش داری
... اینو بدون
به انتظار برگشتنت همین جا می شینم
و تا تو برگردی همون طوری که روز رفتنت بهت قول دادم درسامو می خونم
می خوام به عشقت رتبه اول کنکورو بیارم
می دونم این امر محال نیست
الان دو روزه که از خونه بیرون نرفتم و همش داشتم درسامو می خوندم و تا برگشتن دوبارت من می شینم می خونم
پس الان اون اشکاتو پاک کن
می خوام دوباره همون لبخند که زیباترین لبخند دنیاست و دوباره رو لبات بشینه
هر چند الان من نمب تونم اون ببینم
اما همینی که من اونو حس کنم باز برام یه دنیا ارزش داره
بدون رامین هر چی باشه در هر حالتی باشه تو هر کجای این دنیا باشه و حتی خارج از این دنیا هم اگه باشه همیشه این جمله رو می یاره رو لباش :
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی ... دوست دارم
باز مثه دیروز و خیلی بیشتر ناراحتم
آخه ناراحتی دیروز من به خاطر امروز بود
به خاطر رفتنت
می دونم دوستم داری
میدونم بدون من نمی تونی
می دونم تو هم به خاطر جداییمون به گریه نشستی
میدونم نمی خواستی بری
آخه چاره ای نبود
باید می رفتی
می دونی دیروز چه قدر خوشحال شدم وقتی دیدم هنوز برای خداحافظی به انتظارم نشسته بودی
هر چند من خیلی دیر کرده بودم
من وقتی دیدم هنوز به انتظارم نشستی
چه قدر اشکام در اومد
دیدم که تو هم داری از خوشحالی داری گریه می کنی
...
چه قدر تلخ بود اون لحظه خداحافظی
با این تلخیش باز زیبا بود
چون می دونستم توی آینده نزدیک بر می گردی
اما مشکل اینه که به دوری همدیگه هیچ عادتی نداریم
...
چه قدر زیبا بود اون لحظه که همدیگه رو بغل کرده بودیمو داشتیم به خاطر این جداییمون می گریستیم
از امروز دیگه من شبا رو تنها می شینم اینجا
اما می شینم به انتظار دیدار دوبارت
من دیگه شبا رو باید بدون تو بمونم
خیلی تلخه
اما وقتی که به این فکر می افتم که دوباره می خوای برگردی
دوباره جون می گیرم
من بهت قول دادم که می شینم تو این وقتی که نیستی خوب درسامو بخونم
تا وقتی برگردی من درسامو تموم کردم
امروز لا اقل به قولم با وفا بودم
هر چند همش به فکرت بودم
ولی باز نشستم تا به قولی که بهت دادم عمل کنم
...
الان خیلی بغض تو گلوم نشسته ولی نمی دونم چرا گریم نمی یاد
فقط اشکام داره در می یاد
می خوام گریم در بیاد
می خوام هر چی تو دلمه خالیش کنم
پس بدون من تو رو از یاد نمی برمو تا اون روزی که بر می گردی همین جا منتظرت می مونم
یادت نره که پسر آبیت تنها امید زندگیش دختر صورتیشه
خیلی دوست دارم
چه قدر امروزم تلخ بود
همش دلم گرفته
همش پر غصه ام
همش بغض تو گلوم نشسته
همش فکر توام
خودت می دونی که من هنوز به دوریت عادت نکردم
خودت می دونی من از یه روز دوری تو چه قدر بدم می یاد
چه روز بدی بود
چه روز نحسی
کور بشه چشم هر حسودی که به ما حسادت کرده
الهی خدا ازش نگذره هر کی اینطوری به ما چشم زده
من خیلی دلم می خواست لا اقلش ازت خداحافظی کنم
اما این چشمای بد روزگار
حتی نزاشتن ازت خداحافظی کنم
دیروز خیلی ناراحت بودم
من این مطلبو دیروز داشتم می نوشتم
کاملش نکردم
الان دارم کاملش می کنم
یعنی صبح روز بعدش
الان خیلی ناراحتم
باز بغض نشسته تو گلوم
باز عصبی شدم
باز مثه دیروز عصبی و غیر قابل تحمل شدم
و یا حتی بدتر
خیلی دلم برات تنگ می شه
خیلی
الان که تازه رفتی خیلی دلم برات تنگیده
چه برسه تا اینکه دوباره برگردی
از نبودنت خیلی بی حالم
خیلی افسرده ام
تو همونی بودی که همیشه بهم روحیه می دادی
تو بودی که همیشه بهم جون می دادی
تو بودی که همیشه من تو بغلت بودم
تو هم می اومدی تو بغلم
من سردم می شد
با بغلت گرم می شدم
با اون لبات زنده می شدم
با نگا کردنت نفس می کشیدم
نیاز من به تو بیشتر از نفس کشیدنه
خیلی هم بیشتر
تویی که از عشق برام می گفتی
تویی که هستی همیشه در خاطرم
به امید اینکه کور بشه چشم اونی که امشب به عشق ما چشم زد
تویی که چشم زدی
آره خودت می دونی که منظورم خودته
بدون خدا ازت نمی گذره
آخه از این کارت چه سودی می بری ؟؟؟
با این کارت داری آدما رو از هم جدا می کنی
می گی یعنی خدا می زاره همینطوری راحت زندگیتو بکنی ؟؟؟!!!
دارم بهت می خندم
نه
خدا ازت نمی گذره
نمی گذره
در آخر می خوام از شماها که بخواین همه کسانی که تو زندگی به مردم حسادت می کنن
از بین برن
چون زندگی کردن برا اینا خیلی حیفه
از تو هم در این پست خداحافظی می کنم
به امید بازگشتت از سفر و دیدار دوباره
خیلی دوست دارم
از شما خوانندگان می خوام به نکات گرامریم ایراد نگیرید چون من همین الان نوشتم و بدون هیچ ویرایشی گزاشتم تو وبلاگ
Copyright © 2009 All rights reserved © Power By: سرزمین آبی و صورتی™