::
آهنگ جدید و بسیار زیبای سعید ساشا به نام مهلت (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و زیبای مسعود شه منظری به نام مهم نیست (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای پیونا با همراهی Tanbe10 به نام بازیگر (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی یاس (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای نیما علامه با همکاری فریبرز بهه نام منو ببخش (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و زیبای N.i.M.i به نام سرزمین مادری من (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و بسیار زیبای اشراق با همراهی آرشام و کابوس به نام چیه مرد (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای رپنات با همراهی شاهین نجفی به نام همقفس (لینک مستقیم)
::
آهنگ جدید و بسیار زیبای گروه آرین به نام صدای پای امید (لینک مستقیم)
::
آلبوم جدید و زیبای من میگم نرو سفر با صدای حمید اكبرنیام ...
::
ادامه - آرشیو لینکدونی ...
چرا آدم تا زمانی که به اسم مقدس عشق دچار نشده همش می گه :
من کسی رو دوست دارم که این طور باشه ...
چشاش این طور ...
لباش این طور ...
خوشگل باشه ...
این قیافه رو داشته باشه ...
اون قیافه رو داشته باشه ...
و از این حرفا ...
بزارین بهتون بگم که اصلا این طور نیست
الان می دونم درکم نمی کنی
به عاشقا بر نخوره
منظورم کسانی که هنوز عاشق نشدن
شمایی که هنوز عاشق نیستسن
می دونم به وقتش درکم می کنین
اون وقته که به فکر من می افتین و می گین
آره ، رامین راستشو به ما می گفت
و فقط چیزی نبود که تو قصه و فیلما می دیدیم
اون وقته که درک می کنین که عشق فقط به دل آدماست ونه به شکل و قیافه اونا
و هیچ چیز دیگه ای به اندازه دل ملاک نیست
بزارین یه مثالی که تو طبیعت با اون روبه رو می شیم براتون بزنم
ما هممون قبول داریم که عروس دریایی خیلی موجود زیباییه
اما یکی که عاقبتشو بدونه می گه از زشترین موجوداته
منم قبول دارم شکلش زیباست
اما دلش اون زیبایشو از بین برده
تا حالا شده به یه عروس دریایی دست بزنین
یا عروس دریای با طنابش شما رو بزنه
دیدین چه قدر حالتون به هم می خوره
چه قدر درد می کشین
بعضی وقتا اگه بزرگ باشه
آدمو هم بیهوش می کنه
می بینین
دلش چه طوری زیبایشو از بین برده
اگه یه وقت هم به اون دچار بشین
می گین زیباییش بخوره تو سرش
عشق آدما هم همین طوریه
اگه آدمی که عاشقش می شین
هر چند خوشگل باشه
ولی دلش پاک نباشه
همون بلایی که عروس دریای رو به سرتون در می یاره ؛ اونم به سرتون در می یاره
و خیلی هم زخمش بیشتره
به خوشگلا بر نیاد
منظور رامین بی وفاهاشون بود
این فقط یه مثال ساده بود که تو طبیغت به اون دچار می شیم
تا حالا شده با یکی و دوست باشی و وقتی اون دستاتو بخواد
جواب رد بهش بدی و بگی از قیافت بدم می یاد
و دلشو می شکونی فقط به خاطر اینکه از قیافش خوشت نمی یاد و نه از دلش
اونم که دلش شکسته و خونه نمی ره
خونوادش دارن دنبالش می گردن که چرا امروز و خونه بر نگشته
تو هم بر می گردی خونه
در حالی که تموم فکرتو اون گرفته
احساس عجیبی بهت دست می ده
می بینی خیلی بهش وابسته ای
داری درک می کنی که با اون قیافش هم دوستش داری
آره احساست باورت می ده که عاشقش شدی و چشات جز اونو نمی بینه
تو قیافشو رها می کنی و فقط به دلش می نگاهی
یه لبخند زیبا هم رو لبات می شینه
ولی می بینی دیگه دیر شده
اون از بس که غم تو دلش بوده
دیگه خودشو از این دنیا بریده
اون وقته که تو هم می خوای خودتو مثه اون از زندگی ببری
اما رامین بهت می گه نه این کارو نکن
اگه اون از ته ته دلش تو رو دوست داشت
آیا با اولین رد منصرف می شد
پس به جای این کار سعی کن اونو فراموش کنی
تازه اون تو رو بیشتر از خدا دوست داشته
این دیگه اصل حماقت عشقه
نباید هیچ کسی رو بیشتر از خدا دوست داشته باشی
اگه خدا رو بیشتر دوست داشت به این حماقت
یعنی خودکشی دست نمی زد
من عشقی رو می گم زیباست که مرحله اول خدا باشه
در آخر باز می گم آدمای خوشگل فکر نکنن که عاشق نمی شن
ولی بدونین که عشق به شکل و قیافه نگاه نمی کنه
فقط به دل آدماست که نگا می کنه

من این پست رو با اتفاقایی که دیروز برام افتاد و فیلمی که دیدم رو با احساسم جمع کردم و نوشتم
باز می گم یادتون نره
عشق فقط به دل آدماست که نگا می کنه
دوست شما پسر آبی یا همون رامین
قرار ما رو ساحل دریا بود ؛
صدای موجای دریا سکوت طبیعت به هم زده بود ؛ اما با این حال صدای موجو خیلی دوست داشتم
خنده دار بود ؛ هر دومون از خجالت دوست داشتیم ذوب شیم و بریم تو زمین
با اینکه خیلی خجالت می کشیدم اما خیلی خوشحال بودم ؛
می دیم تو هم با اینکه خیلی بیشتر از من خجالت می کشیدی اما باز خوشحال بودی ؛
چه لحظات زیبایی با هم گذروندیم
من خیلی سعی می کردم یه چی بگم اما دهنم قفل قفل شده بود ،
آخه بدجور اسیرت شده بودم تا اینکه من خجالتمو کم تر کردم و گفتم بریم قدم بزنیم رو ساحل دریا ؛
رفتیم باز هم خیلی خجالت می کشیدی
منم هی سعی می کردم یه چی بگم اما حرفم نمی یومد
تا اینکه گفتم بهت یه چی بگو !!
تو هم با اون صدای آروم و در حالی که خجالت هم می کشیدی بحرفی و روت هم به زمین بود گفتی :
آخه حرفم نمی یاد
من هم یه کم خندیدم ،
دیدم لبای غنچه ای توهم باز شد
اما هنوز داری خجالت می کشی
منم می خندم
اون جاست که من یه کم از خجالت در می یام
تو هم وقتی صدای خنده منو میشنوی با من با اون صدای نازت می خندی
و یه کم از خجالت در می یای
...
من می گم از اشتیاقم به دیدنت
از اینکه من چه قدر انتظار این لحظه رو می کشیدم
از اینکه من چه قدر دوستت داشتم
و الانم بیشتر و بیشتر دوست دارم
از خاطراتم بهت می گفتم
تو هم کم کم دهنتو باز می کنی و می گی از خاطراتت
الان یه کم از خجالتمون در اومدیم
به طوری که با هم دیگه می خندیم
با هم دیگه می ریم تو آب
من آب می ریزم رو اون صورت نازت
تو هم کم نمی یاری
آب بیشتری و می ریزی رو من که من هم کم می یارم و می رم رو ساحل دریا
اما تو دیگه پر رو شدی
می یای شن رو من می ریزی به طوری که مثه موش وگربه به دنبال هم می افتیم
من میشم موش مظلوم
تو می شی گربه گشنه
همش می خوای شن بریزی رو من
این قدر می افتی دنبالم
که من از خستگی می افتم زمین
تو هم مثه من خسته می شی
می یای کنارم می شینی
الان دیگه اصلا خجالت و فراموشیدیم
ولی حیف
دیگه آفتاب کم کم داره غروب می کنه
من دارم به اون چشات نگا می کنم
تو هم داری به چشام نگا می کنی
این قدر نگات می کنم
چیزی نمونده قلبم بایسته
بغض تو گلوم بد جوری نشسته
اون وقت که اشکام در می یاد
تو هم می بینی اشک می ریزی
بعد منم به تو بدون اراده خودم نزدیک تر می شم
تو هم چشاتو می بندی و یه کم لباتو وا می کنی
من دارم نزدیکتر و نزدیکتر می شم
در این لحظه قلبامون ایستاده
دیگه کنترل خودمونو از دست داده بودیم
تا اینکه لبام رو لبات می شینه
یه لحظه لبامون هم این طوری به هم دیگه چسپیده می یمونه
اما یهویی به خودمون می یایمو به عقب بر می گردیم
واسه یه لحظه هم دیگه رو نگا می کنیم
بعدش دوباره هم دیگه رو محکم بغل می کنیم
در حالی که چهرمون خیس اشکه
چه لحظات زیباییه
ولی حیف
دیگه وقت جدایی رسیده
آفاتب غروب کرده
من نمی خواستم تو رو از بغلم جدا کنم
تو هم حاضر به این نبودی که جدا بشیم
اما روزگار باز در حقمون بی رحمی کرد
وقت خیلی زود گذشت
ولی هر یه ثانیه اش زیباتر از کل عمر من بود
باید دیگه می رفتیم و از هم دیگه جدا می شدیم
هر دومون غرق تو اشکای هم دیگه بودم
حتی معلوم نبود می تونیم هم دیگه رو ببینیم یا اینکه جداییمون ابدییه
چه قدر تلخ بود اون لحظه
آفتاب به طور کامل غروب کرد و ما هم از هم دگه جدا شدیم و هر کدوم راه خونشو گرفت
بعدشه که من همیشه می شینم یه گوشه و شعر مسعود صداقتی رو می خونم :
چترا رو بگو ببندن
من اسیر بوی خاکم
واسه ی رفتن و رفتن
با خیال تو هلاکم
هر چی قاصدک تو دنیا زیر بالشم می زارم
به خیال دیدن تو همه ی شبا بیدارم
نه نه نه ...
دل ماه برام می گیره
شبو توی خواب ابرا
تو چشای من نگا کن
بگو بر می گردی فردا
جاده می گذره از اینجا
منو یاد تو می میونیم
واسه ی همیشه رفتی
اینو خوب می دونیم

بقیه تو ادامه مطلب
احساساتی ترین متن عمرم...
یه اتاقی باشه گرمه گرم..روشنه روشن..
تو باشی منم باشم..
کف اتاق سنگ باشه سنگ سفید..
تو منو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..
اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتم دراز کردی..
منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکیه دادم..
با پاهات محکم منو گرفتی ..دو تا دستتم دورم حلقه کردی..
بهت می گم چشماتو می بندی؟
میگی اره بعد چشماتو می بندی ...
بهت می گم برام قصه می گی ؟ تو گوشم؟
می گی اره بعد شروع می کنی اروم اروم تو گوشم قصه گفتن..
یه عالمه قصه طولانی و بلند که هیچ وقت تموم نمی شن..
می دونی؟
می خوام رگ بزنم..رگ خودمو..مچ دست چپمو..یه حرکت سریع..
یه ضربه عمیق..بلدی که؟
ولی تو که نمی دونی می خوام رگمو بزنم ..تو چشماتو بستی ..نمیدونی
من تیغ رو از جیبم در میارم..نمی بینی که سریع می برم..نمی بینی
خون فواره می زنه..رو سنگای سفید..نمی بینی که دستم می سوزه
و لبم رو گاز می گیرم که نگم اااخ که چشماتو باز نکنی و منو نبینی..

تو
تو داری قصه می گی..
من شلوارک پامه..دستمو می ذارم رو زانوم..خون میاد از دستم میریزه
رو زانوم و از زانوم میریزه رو سنگا..قشنگه مسیر حرکتش..
حیف که چشمات بسته است و نمی تونی ببینی..
تو بغلم کردی..می بینی که سرد شدم..محکم تر بغلم میکنی که گرم بشم..
می بینی نا منظم نفس می کشم..تو دلت میگی آخی دوباره نفسش گرفت.
می بینی هر چی محکم تر بغلم می کنی سرد تر میشم..
می بینی دیگه نفس نمی کشم..
چشماتو باز میکنی می بینی من مردم..
می دونی ؟ من می ترسیدم خودمو بکشم از سرد شدن ..از تنهایی مردن..
از خون دیدن..وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم..
مردن خوب بود ارومه اروم...
گریه نکن دیگه..من که دیگه نیستم چشماتو بوس کنم بگم

خوشگل شدیاااا

بعدش تو همون جوری وسط گریه هات بخندی..
گریه نکن دیگه خب؟ دلم می شکنه..
دل روح نازکه.. نشکونش خب؟؟
الان که دارم اینو برات می نویسم
خیلی خوشحالم چون چند لحظه دیگه می خوام ببینمت
البته اگه مثه همیشه برق بین ما دیوار نندازه
وای نمی دونی الان که باز به این فکر که الان می خوام ببینمت افتادم که بعد چند لحظه می خوام ببینمت
چه قدر خوشحال شدم
این قدر خوشحالم که اگه بگم الان چه حالی دارم باورت نمی شه
من خودم که باورم نشده
ولی حالتییه که داره اتفاق می افته!!!
آره اشکام داره در می یاد
آخه من تو حالت طبیعیم هر چه قدر ناراحت بشم باز اشکام در نمی یاد !!!
اما وقتی به تو فکر می کنم
این قدر اشکام در می یاد که اتقه مشه یه حوض شنا پر اشک می شه
از بس که خوشحال می شم
نمی تونم اشک شادیمو کنترل کنم
اصلا خودم هم کنترلمو از دست می دم
آره ، نمی دونی چه قدر زیباست ای اشک شادی
بگو و دعا کن که همه عاشقا اشک شادی تو چشاشون سرازیر باشه

دختر صورتی من ، بدون پسر آبیت با اون قلب آبیش دوست داره !!!
اندازه بیشتر از تموم آسمونا دوست داره
آره !!!
احساسم بهم می گفت عشق خیلی زیباست
ولی نه تا این حد
می گفت یعنی رهایی از تنهایی
ولی نه تا این حد
می گفت یعنی فدا شدن برا کسی که دوستش داری
ولی نه تا این حد
می گفت یعنی پرواز تا اوج آسمونا
می گفت یعنی زندگی تو خواب و خیال
زندگی که تو فقط می تونی اونو تو خواب و خیالت اونو ببینی
شادی هایی که فقط تو خواب و خیال می تونی دنبالش می گردی
ولی نه تا این حد
الان می دونم خیلی ها هستن که به گفته من ایراد دارن
منم مثه اونا به گفته خودم ایراد می گیرم
آدم وقتی عاشق می شه اون شادی ها رو می تونه تو زندگیش پیدا کنه
آدم وقتی عاشق می شه از زندگیش سیر نمی شه
کلی بگم
سیر شدن از زندگی براش معنایی نداره
آره عشق خیلی زیباست

به امید اون روزی که عاشق شید و به عشقتون
اون وقت یادتون نره برا من دعا کنین
دعا کنین منم به عشق خودم برسم
منم براتون دعا می کنم

هر موقع خواستم بنويسم نتونستم همش با ورقه هاي سفيدي روبه رو مي شدم كه رو اونها خط خطى
شده بوداما اينبار مي خوام ساده و روون بنويسم . عشق يه چیزه قشنگه خدادادیه که تو دل همه ی ما جا
داره درواقع بزرگترین نیاز آدماست.آدم وقتی تو زندگی عشقو داشته باشه احساس می کنه همه چیز رو
داره !حتی اگه زیر سقفه چوبی زندگی کنه یا شکمش با نون خشک سیر بشه .اما عشق دو نفر نسبت به
هم با همه ی اینها فرق می کنه. وقتی یه نفر کسی رو دوست داره . با اون بودن رو دوست
داره .حتی اگه تو جهنم باشه !!!عشق یعنی دو دلی .!( به قول معروف:عاشقی دودل می خواهد ... دلی که
دوستش بداری و دلی که دوستت بدارد.!)اصل عاشقی همینه !!! آدم وقتی کسی رو دوست داشته باشه
که هیچ اعتنایی نسبت به احساساتی که بهش داری نداشته باشه زندگی واسش معنی نداره!اون موقع
دیگه مرگو می خوادو تمام لحظاتش حروم شده.اما وقتی که دو نفر همدیگرو دوست داشته باشن
احساسات هم رو می دونن و به همدیگه احترام می زارن. عشقشون نسبت به هم بیشتر می شه و تا
زنده ان می خوان با هم باشن!اما بعضی وقتها مانع هایی براشون وجود داره که نمی شه با هم باشن
نمیشه وجود هم رو کنار هم احساس کنن.نمیشه با هم باشن (این یعنی یه ضد حال واقعی)با هم بودن
رو تو خواب و خیال حس می کنن... اما عاشقی یعنی نیاز. آدمی که عاشق باشه نیازش و درمان دردش
همون معشو قه ای هست که تمام زندگیشه!اینجاس که عشق کنار هم رو از خدا می خوان اون وقته که
فقط خدا چاره ی این دوتا رو می دونه فقط خداست که می تونه دوتا دل رو به هم پیوند بده ....پس
سلطان همه ی عاشقای دنیا همونیه که اون بالاها تو آسمونا بین ابرها خونه داره.همونی که به یه چشم
به هم زدن دل آدما رو عاشق میکنه.همونی که تنهای تنهاست درد تنهایی رو می دونه دوس نداره تنها
باشیم و به خاطر همین مارو عاشق می کنه.البته عشق دو طرفه!!!
اگه به کسی دل بستین که هیچی از احساستون نمی دونه ازاون دل بکنین اگه نتونسین از خدا بخواین اون
کمکتون می کنه... .
و درآخر می خوام بگم خدا کنه همه ی عاشقا به عشقشون برسن.هیچ کدوم دردو زجر جدایی نسیبشون
نشه... .
خدا کنه اون دوتا عاشقی که همدیگه رو دوست دارن( اما... یه دیوار بینشون مانع شده)بتونن با هم
باشن.تا بتونن گرمی دستهای همدیگرو حس کنن...تا اینکه مال هم بشن
شمام دعا کنین !!!!!!!!!

الهی به عشقم برسم( آمین )
شاید این متن منو بخونین به جای اینکه احساساتی بشین؛ بشینین و به حرفام فقط بخندین
من زبان محاوره ای رو برا متنم انتخابیدم
آره !!! شاید از نظر دستوری نوشتم خنده دار باشه !!!
خواستم بدونین من تو مدرسه ضعیف ترین درسمو ، همینو (زبان و ادبیات فارسی) می گیرم؛
پس امیدورام به این چیزا گیر ندین
تازه من اینجا نیومدم که براتون دستور زبان فارسی یاد بدم
من فقط اونچی اونو عشق واقعی تعریف می کنم می خوام بهتون بگم
اون وقت اگه شما بخندین من به جاش به حالتون می گریم .
می دونین چرا ؟؟؟؟
واسه اینکه شما هنوز دچار عشق نشدین
زیبایی عشقو ندیدین
اگه شدین عشق واقعیشو ندیدین
واسه اینکه عشق واقعی رو باور ندارین
واسه اینکه شما از زیباترین لحظه هایی که تو زندگی یه آدم بوجود می یاد بی بهره این
آره بی بهره این
...
اصلا می دونین عشق واقعی چیه
نه من اون عشقی رو نمی گم که با عین شین قاف اونو می نویسیم
آخه این فقط یه نوشته است
اصلا عشق واقعی چییه ؟
این گونه عشق چگونه بوجود می یاد ؟
آیا واقعا عشق واقعی وجود داره ؟؟؟
تویی که می گی وجود نداره بهت می گم خفه شو !!!
هنوز چیزی نشنیدی
پس بهتره متنو تا آخرش بخونی
آره منم دی جی رامین بهت می گم : وجود داره
آره عشق یه اتفاق زیبایی تو زندگی یه آدمه که واسه بوجود آمدن اون هیچ راه به خصوصی وجود نداره
اگه شما بدونین عشقی که من دچارش شدم از چه راهی بوجود اومده،
می دونم به عشق من می خندین
آره منم اولاش که فکر می کردم باورم نمی شد که راه عاشقی من این بوده!!!
اما الانه که دارم نگاه می کنم این تنها راه رسیدن من به این عشق بود!!
هر چند خنده داره ولی الانه زیباترین لحظه های زندگیمو دارم به سر می برم
...
اینو هم بدونین واسه بوجود آمدن عشق هیچ راه به خصوصی وجود نداره
راه های زیادی وجود داره:
یکی با یه بوسه ی ساده
یکی با یه نگاه ساده
یکی با یه سلام ساده
یکی هم با یه عمر زندگی در کنار معشوق
یکی هم از رو هوس می بینه که یهویی عاشق شده
و خیلی راهای دیگه که من اگه بخوام اونا رو بگم به دیواری به نام راه ناتمام خواهم رسید !!!
شما خودتون هم می تونید امتحان کنید
برین و راه های تمام عشقای بوجود اومده رو بشمرین و ببینین کجاش تموم بشه
اگه تونستین نهایتشو پیدا کنین حتما بیاینو به دی جی رامین هم بگین
اگر چه من اطمینان کامل دارم که این امر غیر ممکنه
خوب بالفرض الان رسیدین به نهایتش ولی باز می بینین فرداش کلی راه دیگه بوجود اومده
اصلا می دونین آدم چه طوری عاشق می شه؟؟؟
چه طوری به عشقش پی می بره ؟؟؟
چه طوری درک می کنه عاشق شده ؟؟؟
آره می دونم واسه خیلی از شماها این سؤالا خیلی سخته
می دونین چرا؟
آخه هنوز به عشق واقعی نرسیدین
همیشه می گین عشق واقعی وجود نداره
دی جی رامین باز به این طور آدما میگه : خفه خفه خفه
شما که این طور فکرا رو می کنین، سخت در اشتباهین.
می دونین عشق واقعی چه طوریه ؟؟؟
تا حالا به این فکر افتادین که عشق واقعی چه طوریه ؟؟؟
من می خوام مختصری از دیدگاه خودم در مورد عشق واقعی بگم
عشقی که به اون دچار شده ام
عشقی که منو تو زیباترین لحظه های زندگیم نشونده
تا حالا شده کسی رو تا حدی دوست داشته باشین که به خاطر رضایت اون حاضر بشین تموم دنیا رو تو دستاتون بگیرین و بخواین اونو بهش تقدیم کنین ؟؟؟
یا فقط به خاطر اون از همه چیز دنیا بگذرین ؟؟؟
یا اینکه حاضر باشین جون و دلتونو با کمال میل و علاقه، فداش کنین ؟؟؟
تا حالا شده کسی رو تا حدی دوست داشته باشین که هر جا و هر لحظه جلو چشماتون باشه ؟؟؟
می خواین بخوابین، با یاد اون می خوابین ؟؟؟
از خواب که بیدار می شین، بازم فکر اون باشین ؟؟؟
دارین غذا می خورین، ولی باز یادش می افتین ؟؟؟
دارین درساتونو می خونین، بازم یادشین ؟؟؟
وقتی یادش می افتین
این قدر روحیه می گیرین که قدرت یادگیریتون صد در صد میشه
...
همیشه دوست داشته باشین خوابای اونو ببینین
همیشه دوست داشته باشین کنار اون باشین
همیشه دوست داشته باشی شعراتونو واسه اون بخونین
همیشه آرزوی دیدار اونو داشته باشین
همیشه فکر و ذکرتون همش اون باشه
...
آره آدم وقتی عاشق می شه
این قدر زجر می کشه
شاید فکر کنین این طوری آدم از زندگی دلگیر می شه
باز می گم : سخت در اشتباهین
آخه زیبیایی زندگی تو همین زجر کشیدن در راه عشقه
اگه الان یه آدمی که عاشقه اینا رو بخونه کاملا با من موافقه
ولی اگه عاشق نشده متاسفانه هیچی از این حرفام سر در نمی یاره
در اصل می تونیم بگیم آدمی که عاشق نیست از زندگی دلگیر می شه
آخه آدمی که عاشقه چه طوری می خواین از زندگی دلگیر شه
اون که عشقشو داره
پس با این وجود نمی تونه از زندگی دلگیر شه
باز می گم تا عاشق نشدین احساسمو درک نمی کنین
حتی اگه هزار جلد کتاب هم براتون قصه های عشق و عاشقا رو بگن باز نمی تونین منو درک کنین
آره ما تو قصه ها می خونیم ... عشقایی رو می گوشیم که همشون پایانشون تلخه
من برا همین از کتاب ادبیات مدرسه بدم می یاد
واسه اینکه همه قصه هاش این طوریه
آخه من خیلی در حیرتم
آی شاعرا شما از ترسوندن مردم چه بهره ای دارین می برین
چرا همه مردمو از عاشق شدن می ترسونین
با شماهام
آخ یادم رفته بود الان دیگه همتون خوابین و نمی تونین به من جواب بدین
آخه این قصه هایی که شما گفتین هر چند خیلی هاشون از خودتون در اوردین
یه جورایی آدمو از عاشق شدن می ترسونه
آدمو به این تخبلات می بره که عاشقی با بدبختی یکی میشن
...
از دی جی رامین خطاب به کسایی که حوصله کردینو تا این جای متنو خوندین
من نتوستم عشقمو تو این چند خط تفسیر کنم
آخه تفسیر عشق یه جورایی بی نهایته
هر روزش از دیروزش جدیدتره
خیلی هم جدیدتر
آره می دونم شماها عشق واقعی رو باور دارین
خطاب من با اونایی بود که الان شاید بغض تو گلشون جمعه
اما شمایی که الان دارین به من می خندین
الان هیچ از حرفام سر در نیاوردین
در کتون می کنم
هنوز عاشق نشدین
وقتی عاشق شدین خوب به حرفام فکر می کنین!!!
... .

الان بی انصاف نباشین نظرتونو بدین
این روزها احساس می کنم که مشامم پر از خبرهای سرخی است و در اعماق قلبم شقایقی خونین می روید.این روزها وقتی از خواب بیدار می شوم تمام رویاهای جهان را شهود می کنم.این روزها مشتم پر از گیسوی تخیّل است و نبضم مثل ساعت آفتابگردان می زند.نزدیکی های ظهر به ساحل چشمان تو می آیم و در ماسه های سبز مهربانی دراز می کشم.غروب ها به مرتع سرخ لبانت می روم و برّه های تشنه ی بوسه را سیراب می کنم.این روزها همه اش خواب تو را می بینم وصدای تو می شنوم.من چیزهای تازه ای از جهان فهمیده ام که زیبائی یک تبسّم وزن دارد و آه در ماهیتابه ی آیینه تبخیر می شود.من مساحت معنوی لبخند را به دست آوردم و لایه ی نا مرئی عشق را در ذرات کشف کرده ام.من عفونت صهیونیسم رابا یک آمپول پنی اسرائیلین درمان می کنم.من کلید قدس را روی رف تاریخ کنار گلدان ظهور پیدا کرده ام.من مطمئنم جهان از نو آبیاری خواهد شد.بالاخره همه ی عاشقان به سزای معشوق خود خواهند رسید و معشوق خونبهای عاشقان را با لبهای مبارک خود خواهد پرداخت.دیگر از مشاهده ی زیبائی ها گیج شده ام و از شدّت تجلّی مخ تخیّلم سوت جنون می کشد.از بس نازک شده ام می ترسم مرا باد ببرد.از بس خالص شده ام و به خدا مخلصتم گفته ام که ملائکه به گریه هم می خندند.درجه ی رفیع عشق(شهادت)است.شهادت امری نیست که بتوان آن را انکارکرد.شهادت در همین گل سرخ لبهای توست.شهادت در چشمان حیران من است.وقتی که اذان قامتت را می شنوم و ناقوس مقدّس نامت به صدا در می آید.صبح بیا چمن لاله ها و عظمت فاجعه ی عشق را نگاه کن.ببین چقدر شقایق گلگون کفن لب از خاک گشوده اند.مطمئن باشید صورت ماهرویان در برگ مریم حلول کرده است.مطمئن باشید یاس عطر دوشیزه ی ملکوتیست.مطمئن باشید سیاه چشمی که به خواب خاک فرو می روند از تناسخ سرمه باز می گردند ومطمئن باشید این شکوفه ها لبخندند!این نرگس ها نگاهند!

تو نيستي كه ببيني
چگونه عطر تو ، در عمق لحظه ها جاري است
چگونه عكس تو ، در برق شيشه ها ؛ پيداست
چگونه جاي تو ، در جان زندگي سبز است
تو نيستي كه ببيني چگونه پيچيده است
طنين شعر نگاه تو درترانه من
تو نيستي كه بيبني چگونه مي گردد
نسيم روح تو در باغ بي جوانه من
چه نيمه شب ها وقتي كه ابر بازيگر
هزار چهره به هر لحظه مي كند تصوير
به چشم همزدني
ميان آن همه صورت ، ترا شناخته ام
به خواب مي ماند
تنها به خواب مي ماند
چراغ آينه ديوار بي تو غمگينند
تو نيستي كه ببيني
چگونه با ديوار
به مهرباني يك دوست ،از تو مي گويم
تو نيستي كه ببيني چگونه از ديوار
جواب مي شنوم
تو نيستي كه ببيني چگونه دور از تو
به روي هرچه در اين خانه ست
غبار سربي اندوه بال گسترده است
تو نيستي كه ببيني دل رميده من
بجز تو ، ياد همه چيز را رهاكرده است

تو رو خدا گریه نکن به خاطر منم شده
بزار خیال کنم دلت راضی به رفتنم شده
گریه کنی نمی تونم اشکاتو طاقت بیارم
فدای اشکات مانی من آخ که چه قدر دوست دارم
می رم ولی پیش چشمات عشقمونو جا میزارم
دلم می خواد نرم ولی روی دلم پا می زارم
تو هم می خوای نرم ولی مثل منی پر غرور
مرگ منه وقتی برم از پیش تو یه جای دور
نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه
خط بکش رو خاطره هام عکسامو پاکش کن نمیر
من که برای عشقمون کهنه شدم ای نازنین
دست بکش رو آسمونا یه ستاره ی تازه بچین
من چه کنم بی عشق تو وقتی شدم تنها ترین
من از خدا می خوام کمک کنه فراموشم کنی
منم خوشم که تا ابد عشق تو خیالمی

عاشقی را می شناسم که خوشنود می گردد
با دوستت دارم ها و جملاتی زیبا
ولی اینها تو را در قلب من جای نخواهد داد
نه هرگز نمی توانی قلبم را بر یایی
تنها با واژه های لطیف که می گویی
بسته به کار هایی است که انجام می دهی
به تو می گویم : اگر می خواهی باور کنم
تنها کسی که تو نیاز داری من هستم
نیاز به دلیلی عاشقانه دارم
زیرا دوستم داشتی!
به خاطر تمام محبتی که رواداشتی
به خاطر تمام صداقتی که نشانم دادی
به خاطر تمام لذتی که به زندگیم بخشیدی
به خاطر تمام اشتباهاتی که نادیده گرفتی
به خاطر هر رؤیایی که به حقیقت رساندی
به خاطر تمام عشقی که در تو یافتم

دلم عاشقه گل من می دونی
بگو تا ابد پیشم می مونی
تو رو دوست دارم
با دل و جونم
تا دنیا دنیاست
با تو می مونم
وقتی چشماتو رو به روم می بینم
وقتی عزیزم پیش تو می شینم
همیشه پنهون
می خوامت از جون
عشقت از قلبم
نمیره بیرون
مانی من
با تو بودن
واسه ی من
خواب و رؤیاست
بیا پیشم
تو نباشی
این دل من
خیلی تنهاست
آرزومه
با تو باشم
تا ببینی
دل چه حالی میشه
بی تو تنهام
تو رو می خوام
یه روزه بی تو یه ساله میشه

Copyright © 2009 All rights reserved © Power By: سرزمین آبی و صورتی™